خانه / متن / قصه بچگانه با موضوع نیمه شعبان (داستان‌های کودکانه زیبا)

قصه بچگانه با موضوع نیمه شعبان (داستان‌های کودکانه زیبا)

ناشر: می‌نویسم (minevisam.ir)

نویسنده: رضا روزبه

تاریخ انتشار: 4 فوریه 2026

تماس با ما: ارسال پیام

نیمه شعبان یکی از قشنگ‌ترین شب‌های سال است؛ شبی که پر از نور، امید، چراغانی و لبخند می‌شود. برای بچه‌ها، نیمه شعبان فقط یک مناسبت مذهبی نیست، بلکه شبی است پر از قصه، خیال، مهربانی و آرزوهای خوب. قصه‌های کودکانه‌ی نیمه شعبان کمک می‌کنند بچه‌ها مفهوم انتظار، خوبی، کمک به دیگران و امید را با زبان ساده و دوست‌داشتنی یاد بگیرند.

در این مقاله، مجموعه‌ای از داستان‌های کودکانه‌ی زیبا با موضوع نیمه شعبان را می‌خوانید؛ قصه‌هایی که هر کدام به شکلی لطیف و قابل فهم، بچه‌ها را با مفهوم انتظار امام زمان (عج) آشنا می‌کند.

قصه‌ی چراغ‌های منتظر

خیلی وقت پیش، در یک شهر کوچک و دوست‌داشتنی، پسربچه‌ای زندگی می‌کرد به نام علی. علی چشم‌هایی کنجکاو و دلی مهربان داشت. او عاشق شب‌ها بود؛ مخصوصاً شب‌هایی که آسمان پر از ستاره می‌شد و ماه مثل یک چراغ بزرگ، همه‌جا را روشن می‌کرد.

یک عصر، وقتی علی از مدرسه برگشت، دید کوچه پر از چراغ‌های رنگی است. مادرش خانه را تمیز می‌کرد، پدرش لبخند روی لب داشت و خواهر کوچکش مدام می‌پرسید:
«امشب چه خبره؟ چرا همه خوشحال‌اند؟»

علی هم کنجکاو شد و از مادربزرگش پرسید. مادربزرگ او را کنار خودش نشاند و گفت:
«امشب، شب نیمه شعبانه؛ شب تولد امام مهربانی‌ها.»

علی فکر کرد و گفت:
«اما ننه‌جون، چرا تولد کسی رو جشن می‌گیریم که نمی‌بینیمش؟»

مادربزرگ آرام جواب داد:
«بعضی چیزها دیده نمی‌شن، ولی خیلی واقعی‌ان؛ مثل محبت، امید و خوبی.»

آن شب، علی خواب عجیبی دید. در دشتی تاریک راه می‌رفت و مردم چراغ‌هایی در دست داشتند. بعضی چراغ‌ها خاموش بود. هرکس دلیلش را می‌گفت؛ یکی به خاطر دروغ، یکی به خاطر بی‌مهری و یکی به خاطر ناامیدی.

ناگهان نوری بزرگ ظاهر شد و صدایی مهربان گفت:
«هر چراغی با خوبی روشن می‌شود.»

صبح که علی بیدار شد، تصمیم گرفت چراغ دلش را روشن نگه دارد. اسباب‌بازی‌های اضافه‌اش را بخشید، از دوستش عذرخواهی کرد و شب نیمه شعبان شمعی روشن کرد. او فهمید منتظر بودن یعنی خوب بودن.


قصه نیمه شعبان و انتظار مهدی (عج)

در یک روستای آرام، علی کوچولو هر سال منتظر نیمه شعبان بود. روزی که همه‌جا پر از شادی می‌شد. یک روز از مادرش پرسید:
«مامان، ما چرا منتظریم؟»

مادر گفت:
«چون انتظار یعنی آماده بودن برای خوبی‌ها.»

در جشن نیمه شعبان، پیرمردی مهربان به بچه‌ها گفت:
«امام زمان در دل کارهای خوب شماست.»

از آن روز، علی تصمیم گرفت هر کار خوبی را با نیت شادی دل دیگران انجام دهد. او فهمید انتظار، فقط دعا نیست؛ عمل هم هست.

چرا قصه‌های نیمه شعبان برای کودکان مهم هستند؟

قصه‌های کودکانه‌ی نیمه شعبان به بچه‌ها یاد می‌دهند:

  • انتظار یعنی امید داشتن
  • مهربانی یعنی روشن کردن دل‌ها
  • هر کار خوب، حتی کوچک، ارزشمند است
  • نیمه شعبان فقط جشن نیست، تمرین خوبی‌هاست

این داستان‌ها کمک می‌کنند مفاهیم دینی به زبان ساده و دوست‌داشتنی وارد دنیای کودکانه شوند.

اشتراک گذاری